تبليغاتX
ღ♥ღ رویای خیس ღ♥ღ

ღ♥ღ رویای خیس ღ♥ღ

دلم گرفت ای همنفس ... پرم شکست تو این قفس

اگه دو تاپسر رو ببرن بهشت...؟؟!!!!!!!!

می دونم همچین چیزی غیر ممکنه اما یه جورایی با زورم که شده تصور کنید دو تا ذکور رفتن بهشت :

  هر روز که همدیگرو می بینن شروع می کنن به خالی بستن :

 

 اولی:  بابا اینجا چقدر اروپاست !! البته من زیاد خارج نبودم,  یه 10_20  مرتبه بیشتر نرفتم,  ولی تقریبا همین جوری بود .

 

دومی : آره خوب ... به خصوص اینجایی که من هستم , یه کافی شاپ  داره که غروبا حوریای خشگل میان اونجا ....

من اصلا تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)

 

 _ ای بابا کار من دیگه از این جور چیزا گذشته ... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ 296 امین دوست دختری که تو زمین داشتم ! کلی براش مایه گذاشته بودم  ... نامرد یه خواستگار پولدارتر داشت , به خاطر اون منو ول کرد !

دیروز دم در بهشت چند تا بسیجی بهش گیر داده بودن ... اول که بهش می گفتن آرایش ات رو پاک کن بعد برو تو ... بعدا گفتن تو دل یکی رو شکوندی, اینطوری نمیشه بری  ..

به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو برداری  یا گناهاتو بدی به اون  گفتم نه تو مرام ما نیست .... خلاصه داداش, مفتی بخشیدیمش اومد بهشت . از دیروزم کلی منتم رو می کشه ... ولی دیگه نمی تونم ..می فهمی که چی می گم ... نافرم حالمو گرفت.... بد شانسی رو می بینی ؟؟!! صد بار به مادرم اینا گفته بودم بابا وقتی من مردم دو تا  CD داريوشدارم اونا رو هم بذارین کنارم ... نذاشتن که !!!!! واسه اینجور مواقع گفته بودم دیگه !!

 

 _ بی خیال بابا , غروب بیا بریم بیرون , به من یه ماشین دادن آخر سرعته ... حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!)

 

 _ بهت فقط یه ماشین دادن ؟؟!! بیا ببین به من یه خونه دادن , راه که میره هیچ ! پروازم میکنه (!!)

یه کامپیوترم بهم دادن خداست ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین , فاتحه ای , صلواتی , چیزی برام می فرستن , كانكت می شیم,  یه webcam  هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ...

 

 _ نه خوب .. من که اصلا هر وقت دلم هوای زمین رو می کنه دستور می دم خانوادمو یه سر بیارن و ببرن , اینترنتی حال نمیده ... هفته ای 5-6 بار میان بهشت , میرن زمین .... (!!!!)

 

   در انتها, بس که این دو تا خالی می بندن , فرشته ها دست به دامن خدا میشن, که پروردگارا.. هر کدوم هزار سال عبادتمونو میدیم , ولی اینا رو از اینجا ببر ..

 حالا این دو تا الان تو جهنم هستن , کم نمیارن که !! نمی خوان نشون بدن که چه عذابی دارن می کشن :

 

 _  اونجا هوا چطوره ؟

 

 _ عالی ... یه موقع هایی گرم میشه ... ولی همش دارن بادم می زنن ... اونجا چطوره ؟

 

 _ اینجا که یه موقع هایی اونقدر هوا خوبه آدم هوس می کنه با یه زیر پیرهنی بره اسکی (!!!!!)

امروز ناهار چی خوردین ؟

 

 _ م م م ... امروز ناهار اینجا به همه قیر می دادن , اما من زنگ زدم برام پیتزا آوردن .

اوضاع احوالت چطوره ؟

 

 _ هیچی .. هر روز چند نفر میان ماساژم میدن  ... نمی دونم چرا یه خورده سفت ماساژ میدن (!) آدم استخوناش می پکه (!!!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 16:15  توسط ستایش  | 

یادمن باشد

یاد من باشد هر چه پروانه می افتد در آب ،زود بردارم.

 

       یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد.

 

          یاد من باشد تنها هستم،

 

                  ماه بالای سر تنهایی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 15:47  توسط ستایش  | 

دلم گرفته ای دوست..

   دلم گرفته ای دوست! هوای گریه دارم
    گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
    کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
     که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
     نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
     چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
     ز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک
      به من هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من
      نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
      که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
      ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
      که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
      دلم گرفته ای دوست! هوای گریه دارم..

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 23:16  توسط ستایش  | 

پاییز

 

 

 

سقوط يک برگ از شاخه ی درخت يعنی پاييز

پاییز یعنی قصه ای از غصه لبریز

پاییز یعنی اوج هنر

سقوط برگی در تنپوش زرد

پاییز معنی طعم وداع

لبریز از باران های بی تپش

لبریز از شوق رفتن

چشمانی گره خورده به راه

حتی ساده ترین تفسیر آه

پاییز فصل اوج خوشبختی زیبا ترین نگین

نگاه منتظر برگ روی زمین

پاییز یعنی تنپوش زیبای من

پاییز یعنی شوق پر کشیدن از زندان تن

و چه حس زيباييست آرامش

در عين بودن

در حين زيستن

بین تنگناهاي زندگي

در کنار تو ....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/06ساعت 15:50  توسط ستایش  | 

شب های قدر

سلام خوبین؟؟

نماز و روزه هاتون قبول

امشب اولین شب از شبهای قدره فرصت خوبیه واسه اونایی که دلشون گرفته و میخوان حرف دلشون رو به خدا بگن

 

 

                  خدایا به حق قرآنی که در این شب ها نازل کردی ما را هدایت کن

                           و به ما قدرت شایسته بندگی کردنت را عطا فرما

 

                           شب قدر است گر قدر بدانی...

 

                           امیدوارم منو هم تو این شبا دعا کنید

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 22:8  توسط ستایش  | 

ادما

آدما وقتی غم و غصه دارن

 

هر کدوم به عادت همیشگی دست به کاری می زنن

 

بعضی ها وقتی که دل گرفته و تنهان تار می زنن

 

بعضی ها ساز می زنند بعضی ها دست به قلم می گیرن و شعر میگن

 

بعضی ها یه گوشه تنها می شینند با دلشون حرف می زنن 

 

بعضی ها که دیگه به تنگ اومدند زار می زنن

 

بعضی ها گریه پنهونی دارن

 

بعضی ها تو اون موقع نوازش و محبت رو بهترین دارو می دونن

 

بعضی ها سکوت و تنهایی رو تنها راه درمون می دونن

 

اما من وقتی غم و غصه دارم 

 

یه حس زیبا و قشنگ از من می خواد بلند شم

 

برم رو تپه های نور  

 

با تپش دلم وضو بگیرم و سجادمو پهن کنم

 

جایی که من تنها باشم و خدای خوب

 

جایی که تنها او باشه با دل تنهای خودم

 

زل می زنم به آسمون دستامو بالا می گیرم

 

از ته دل داد می زنم کمک کنه

 

کمک کنه تا بتونم غم هامو از یاد ببرم

 

اینقدر ازش می خوام تا راضی بشه

 

وقتی که او راضی میشه تازه دلم  خالی میشه

 

اون وقته که اشکام سرازیر میشن

 

گونه هام بارونی میشن

 

ازش تشکر می کنم سجادمو جمع می کنم

 

سبک میشم

 

یه حس وحال دیگه ای وجودمو پر میکنه

 

دلم می خواد این حس و حال نصیب بشه برا تموم آدما

 

وقتی غم و غصه دارن

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 2:52  توسط ستایش  | 

دلم گرفت

از جور اين زمانه دلم گرفت

از ساز بي ترانه دلم گرفت 

از بي خيالي مردمان رفته به خواب

از عذر و  از  اين بهانه  دلم گرفت

از اشک ناچکيده بروي گونه تو

از  ناله  شبانه   دلم  گرفت

از سوز و التهاب اين دل دردمند

زين تقدير  ظالمانه  دلم گرفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 16:56  توسط ستایش  | 

چند جمله ی زیبا

1

 دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو . بلکه برای شخصیت که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

2

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

3

اگر کسی تو را آن طور که تو می خواهی دوست ندارد به این معنا نیست که تو با تمام وجودش دوست ندارد.

4

 دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5

 بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.

6

 هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی , چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

7

 تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی.

8

 هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگذران.

9

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را بدین ترتیب وقتی یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.

10

 به چیزی که گذشت غم مخور , به چیزی که پس از آن خواهد آمد لبخند بزن.

11

 همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

12

 خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی , قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و توقع داشته باشی که او تو را بشناسد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 16:51  توسط ستایش  | 

دوستت دارم

امروز دلم بیشتر از گذشته
برای تو تنگ شده
امروز بیشتر احساس تنهایی می کنم
اي كاش تو پیشم بودی
و به این احساس پایان می دادی
باز هم باید با عکس های
به جا مانده از تو درد دل کنم
هر جا هستي بدون دوستت دارم
بیشتر ازديروز
بهتر ازفردا
  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 20:42  توسط ستایش  | 

یک نفر... یک جایی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 13:58  توسط ستایش  | 

اعتماد

 

مرد بر لبه پرتگاهي راه ميرفت. پايش لغزيد و داشت سقوط ميكرد.

ناگهان با دستانش شاخه کوچك گياهي را گرفت.

اما خيلي زود فهميد که آن شاخه آنقدر کوچك است که نميتواند او را نگهدارد.

پس سرش را بالا گرفت و فرياد زد:

"کسي آن بالا نيست؟"

کسي گفت: "من! من هستم."

مرد گفت: "تو کيستی؟"

او گفت: "من خدای تو هستم. خدای تو!"

مرد گفت: "خدايا نجاتم بده! من دارم سقوط ميكنم."

خدا گفت: "آيا به من اعتماد داري؟"

مرد گفت: "بله"

خدا گفت: "پس دل به آن شاخه ضعيف نبند! شاخه را رهايش کن."

مرد کمي سكوت کرد و اندکی بعد فرياد زد: "کس ديگري آنجا نيست؟!"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 19:2  توسط ستایش  | 

   -درصورتی که حرکت نقطه اول را تعقیب کنید تنها یک رنگ را میبینید صورتی

  - حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قرار دارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

    - حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.

    عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند. این دلیل محکمی                                                                             که

                              ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 21:0  توسط ستایش  | 

قلب شکسته

     اگرکسی را دوست داری به او بگو چون قلبها معمولا با کلماتی که ناگفته می مانند می شکنند

                                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 21:2  توسط ستایش  | 

بیا که ....

بیا که دریای دلم گرفته هوای بارانی         بیا که خزان دلم گرفته آوای ویرانی   

   بیا که یا د تو آرامشیست طوفا نی           بیا که این زردی را تو سبز بهارانی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 13:21  توسط ستایش  | 

عنوان براش پیدا نکردم..!!!

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟؟؟؟
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا چه کسی  با تو می گوید؟؟؟؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی خندان تورا کاشکی می دیدم  
شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
                  و تکان دادن سر را که عجب...

عاقبت مرد!!!!

         "چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد.....؟؟؟؟؟ "

                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 20:29  توسط ستایش  | 

چگونه حال دیگران رابگیریم؟؟؟

واسه حالگیری اطرافیان راه های زیادی هست                                

                                                     مثلا

 -۱ به کسی که دندان مصنوعی داردبلال تعارف کنيد
۲- وقتی از آسانسور پياده می شين دکمه تمام طبقات را بزنيد و محل را ترک کنيد
۳- وقتی با بچه ها بازی فکری می کنين سعی کنين از اونا ببرين
۴- ايده های ديگران را به اسم خودتون تمام کنين
۵- بوتيک چی را وادار کنين ششصد مدل لباس رو نشونتون بده بعد بگيد هيچکدوم رو نمی خوايد و سريع خارج بشيد
۶- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنيد
۷- وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگين خيلی گرون خريده و سرش کلاه رفته
۸- وقتی دوستتون رو بعد از يه مدت طولانی ديديد بهش بگين چقدر پير شده
۹-وقتی در يک جمع کسی يک جوکی گفت حتما بهش بگيد خيلی قديمی بود
۱۰-بادکنک بچه ها رو بترکانبد
۱۱- مرتب اشتباهات لغوی و گرامری ديگران هنگام صحبت را گوشزد کنيد و بخنديد
۱۲- وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه کرد بهش بگيد موی بلند بيشتر بهش ميومد
۱۳-هر جايی که می تونين آدامس جويده ی خود را جا بذاريد
۱۴-عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنيد
۱۵- توی ظرف آجيل فقط پسته ها و فندقهای دهن بسته بذاريد
۱۶-توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تان بخواهيد هر چه شعر بلده بخونه
۱۷-توی جای کارت دستگاه های عابر بانک چوب کبريت فرو کنيد
۱۸- توی روزهای بارونی با ماشينتون به سرعت از وسط آبهای جمع شده بگذريد
۱۹- ورقهای جزوه ی ۳۰۰ صفحه ای دوستتون رو که می خواستيد زيراکس کنيد قاطی پاطی بذاريد و بهش برگردونيد
۲۰- با يه پيتزا فروشی تماس بگيرين و آدرس ۳ تا خونه اون ورترو بهش بديد

 

 

                            نظرتون چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 22:52  توسط ستایش  | 

زندگی باید کرد...

 

 

شايد آن روز که سهراب نوشت: 

    (( تا شقايق هست زندگي بايد کرد ))

خبري از دل پر درد گل ياس نداشت 

بايد اينجور نوشت:

 هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 22:18  توسط ستایش  | 

ازدواج آسان

راههای کاهش هزینه ازدواج

 بازم بگین ازدواج سخت شده

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 16:48  توسط ستایش  |